صبح چهارشنبه پاييزي من

هفته پيش بعد از تلاطم دروني اي كه داشتم و چهارشنبه به آرامش رسيدم، به اين نتيجه رسيدم كه چهارشنبه ها، كه از 11 سالگي بيشتر از تمام روزاي هفته دوسشون داشتم، روز شانس من هستن.
اين هفته بعد از تمام اتفاقايي كه تو كل هفته افتاده بود و حال ناخوش دروني اي كه داشتم؛ صبح چهارشنبه كه از خونه اومدم بيرون و اولين هواي خنك پاييزي خورد به صورتم و حالمو جا آورد؛ بهم ثابت شد كه چهارشنبه ها روزي به جز روز شانس نمي تونن باشن. حتي از تمام پنج شنبه جمعه ها و روزاي تعطيل كه انقد دوسشون دارم هم بهترن.
پ.ن: حس هاي خوب وقتي ميان، همون موقع بايد نوشتشون كه نه از ياد برن، نه حس و حالشون بره، و من الان چند تا حس خوب دارم كه چون سر كارم فعلاً نمي نويسمشون.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۴۳ ق.ظ توسط شراره م.ابوالحسنی
|

خداوند بينهايت است و لامكان و بي زمان