الان، یعنی دقیقاً همین الان، خیلی خسته ام و خوابم میاد. امروز صبح در حالیکه دلم می خواست رختخوابو گاز بزنم بیدار شدم. تازه بعد از اینکه ساعت 7، ساعتو واسه یه ربع بعدش گذاشتم.

بعدشم امروز اولین جلسه کلاسم تو ترم جدید و سال جدید بود. از معلم/ استاد این ترمم اصلاً خوشم نیومد. کلاسای خانم و آقای فلاحی خیلی باحال تر بودن. تازه بعد کلاس هم رفتم که کتاب داستان این ترمو از خانم فلاحی که gordito شده بگیرم و چند نفر دورو بر میزش بودن و داشت راجع به کلاس فوق العاده پنج شنبه حرف می زد. منم اون وسط گفتم فقط به پنج شنبه باید بیایم؟ گفت بله. و برگشت و گفت سلام، خوبی؟ سال نو مبارک. و من احساس کردم چه بیشعورم که من اول سلام نکردم و چه بیشعورترم که لااقل نگفتم سلام از ماست. آخه اون موقع شلوغ پلوغ بود و این جور مواقع من حواسم نیست. البته اینا کارمو توجیه نمی کنه. اووووف.

حالا اینا مهم نیست. مهم اینه که این روزا بدجوری سردرگمم. لحظه ای غرق شادی ام و ساعاتی طولانی داغون و بقیه روز یه چیزی بین این دوتا. اون داعون بودن به خاطر همون شادیه. یه بار این مسئله رو حل کرده بودم، شایدم چند بار! فایده نداره. باز به اشارتی دل و دین از کفم می ره! سخته اگه بخوام همه چیو بی خیال شم و برم سراغ زندگیم، بی تفاوت باشم. ولی می شه، می تونم. می دونم که می تونم. ولی امشب با خودم فکر کردم دفعه قبل که بی خیال شدم، شاید دلیلش این بود که می ترسیدم. از آخرش، از بی سرانجام موندن قصه. شاید این دفعه باید نترسم. و حالا، دقیقاً همین حالا که دارم می نویسم، یادم افتاد که اون دفعه هم همه چیو سپردم به خدا. نمی دونم خدا دوست داره بازی کنه، یا امتحانم می کنه که چند مرده حلاجم، یا می خواد بگه ضعیفم، یا چی؟؟ آخه این که بد نیست. نمی دونم. قاطی کردم.

 خدایا تو زمینت 7 میلیارد نفر هستن، ازت می خوام  تکلیف دلای دو نفرو با هم معلوم کنی. واسه تو مث فشار دادن یه دکمه است. مث همین ث، مث همین شیفت و T، واسه تو اشاره است.

بعدش اشک، مانیتورو سفید می کنه و دکمه ها رو کج و کوله. خدایا خواهش می کنم نذار شبا با حسرت بخوابم.

خدایا تو که می دونی بعد 4-5 تا اشک، فر فرم راه میفته، می دونی که دست کردن تو این دماغ 7 ماهه که سخت شده، پس یا فر فرمو بند بیار، یا اشکامو. :)

این جمله های آخر واسه این بودن که از حس غم بیاید بیرون. اگرم حسی دارید فروکش کنه. 

بیخودیم فکرای بد نکنید، کار بدی نکردم.